قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
901
تاريخ الفي ( فارسى )
القصّه ؛ مروان گفت : هيچ به خاطرت مىرسد كه سزاوار اين كار كيست ؟ ابن زياد گفت : تو سيّد قريشى و خويش عثمان بن عفّان « 1 » . من غير از تو ديگرى را لايق حكومت نمىدانم . مروان گفت : با من استهزا و مسخرگى مىكنى ؟ ابن زياد گفت : كلّا و حاشا . تو را رأى و تدبير است و امارت مؤمنان تو را مسلّم . دست از آستين بيرون آر تا با تو بيعت كنم . مروان در طمع افتاد و گفت : تو را با معارف شام و بنى اميّه سخن بايد كرد . ابن زياد به فرمودهء او عمل نموده چندان سعى و كوشش نمود كه اكثر اهل دمشق با مروان بيعت كردند . امّا ضحاك بن قيس اظهار مخالفت نموده خلقى بسيار از هواخواهان ابن زبير را فراهم آورده قريب به دمشق لشكرگاه ساخت . مروان سپاهى عظيم به هم رسانيده به جنگ ضحّاك رفت . ميان هر دو طايفه جنگى سخت واقع شد و ضحّاك در آن معركه به قتل رسيد . « 2 » در اين اثناء نعمان بن بشير انصارى ، والى حمص ، كه او نيز دم از ولاء ابن زبير مىزد به دست اوباش به قتل آمد « 3 » و تمامى شام مروان را مسلّم گشت . چون مروان از ضبط نواحى شام پرداخت روى به تسخير مصر آورد و عبد الرحمن قرشى ، كه از قبل ابن زبير والى آن مملكت بود [ چون ] توجّه مروان شنيد بگريخت . مروان ، عمرو بن سعد اشدق را به حكومت مصر تعيين نموده خود به شام مراجعت نمود . بعد از آن خواست كه خالد بن يزيد را حكومت حمص دهد ، امّا ابن زياد از روى نصيحت گفت : خالد كودك است و امكان دارد كه به گفتار اهل فتنه و فساد فريفته گردد و از آنجا فتنهها تولّد يابد كه قابل اصلاح نباشد . پس صلاح در آن است كه خالد را از خود جدا نكنى ، بلكه مادرش را در قيد نكاح خوددارى تا خالد در سلك فرزندان تو انخراط يافته ميل مخالفت نكند . مروان اين رأى را پسنديده مادر خالد بن يزيد را به عقد خود درآورده در سلطنت مستقل گشت . * * * [ كشته شدن ضحاك بن قيس ] و از جمله وقايع اين سال كشته شدن ضحّاك بن قيس و نعمان بن بشير در مرج راهط « 4 » است كه مرغزاريست از مرغزارهاى شام . و مفصّل اين مجمل آنكه اهل شام به استصواب ابن زياد به مروان بيعت كردند و ضحّاك بن قيس از جابيه « 5 » لشكر جمع كرده به مرج راهط آمد . و نعمان بن
--> ( 1 ) . عايشه ، دختر عثمان ، همسر مروان بود . ( 2 ) . محلّ جنگ مروان و ضحّاك و كشته شدن ضحّاك مرج راهط است . وى به دست دحية بن عبد اللّه به قتل رسيد ؛ - الكامل ، ج 5 ، ص 299 . ( 3 ) . نعمان بن بشير را عمرو بن جلى كلاعى كشت و سرش را همراه خانوادهاش به حمص فرستاد ؛ - پيشين ، ص 300 . ( 4 ) . هر سه نسخه : جرح راهط . موضعى است در سمت شرقى غوطهء دمشق . ( 5 ) . جابيه : قريهاى است تابع دمشق نزديك مرج الصّغره ؛ - معجم البلدان .